|
پاریس، جشن بیکران
اگر بخت یارت بوده باشد تا در جوانی در پاریس زندگی کنی٬ باقی عمرت را٬ هر جا که بگذرانی٬ با تو خواهد بود٬ چون پاریس جشنی است بیکران. همینگوی به یکی از دوستان خود ٬ ۱۹۵۰
بعد از مدتها هوس کردم یه چیزی بغیر از داستان اینجا بذارم٬ به همین علت مطلبی در موردکتابی مینویسم که حسابی روحم رو جلا داده. البته حتی نوشتن و نظر دادن درباره کتابی از «ارنست همینگوی» دل و جرات و حتی جسارت زیادی میخواد. « پاریس, جشن بیکران» کتابی از همینگوی کبیر است که آنرا بین سالهای ۱۹۵۷تا ۱۹۶۰ و درباره خاطراتش در سالهای ۱۹۲۶-۱۹۲۱ در پاریس است٬ زمانیکه همینگوی جوان به همراه اولین همسرش به دنبال کسب نام و شهرت و مهمتر از آن تجربه اندوزی بوده است. این کتاب که با ترجمه عالی « مرحوم فرهاد غبرایی» و توسط انتشارات «کتاب خورشید» چاپ شده است٬ کتابیست خارق العاده که خواندن آنرا به تمام دوستان توصیه میکنم. و در ضمن پیشنهاد میکنم آنرا مثل من کم کم مطالعه کنید. مانند نوشیدنی گوارایی که آنرا جرعه جرعه می نوشیم تا لذت و گوارایی آن باقی بماند و بیشتر دوام داشته باشم. این کتاب که مجموعه ایست از بیست داستان کوتاه٬ خاطرات همینگوی از زندگی او در پاریس٬ اما کاملا خاطره نویسی نیست و نباید باشد٬ همینگوی حقیقت را با تخیل ترکیب میکند و داستانهایی را خلق میکند که به قول «ماریو بارگاس یوسا» هر کدام داستانی کوتاه هستند آراسته به حسنهای بهترین داستانهای همینگوی. در این کتاب میبینیم که همینگوی چگونه به دنیا نگاه میکرده و چگونه از پس هر اتفاق کوچک داستانی خلق میکند شاهکار. در این کتاب می بینیم که همینگوی چگونه زندگی میکرده و هدف متعالی زندگی اش٬ ادبیات٬ را دنبال میکرده و به قول یوسا تمام ماجراجویی هایش در راستای همین هدفش بوده و با حسابگری هرچه تمام هر کاری را که در راستای این هدفش نبوده را به کناری می نهاده است. « زیرا برای او٬ مهمترین چیز نه زندگی٬ که نوشتن بود.» دنیایی که همینگوی در این کتاب خلق میکند٬ دنیایی است که باید حتما پا در آن نهاد و با اتفاقات آن همراه شد و به عقیده شخصی من اگر این دنیا را از دست بدهیم حقیقتا چیز بسیاری را در زندگی مان از دست داده ایم٬ زیبایی. قدرت همینگوی در خلق این دنیا چنان عظیم است که بعد از خواندن هر فصل آن آرزو میکنیم که ایکاش در پاریس زندگی میکردیم و یا بتوانیم. چیز بیشتری جز تحسین و تمجید نمیتوانم اضافه کنم٬ جز اینکه حتما این کتاب را بخوانید.
لینک ثابت
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 1:14 توسط امضاء
|
|