تبليغاتX
فصل گستاخی

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

فید

 فید مطالب



نویسندگان

امضاء
اثرانگشت

نوشته های پيشين
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

آرشیو موضوعی
داستان
شعر
وقایع اتفاقیه
شطحیات
افاضات و عنایات
کشکولیات

پیوندها


عباس معروفي
منيرو رواني پور
مطرود آگاه
يكشنبه هاي بهشت
يك لحظه نارنجي
بابا قصه گو
شب تاب
فرهود
مرجان
مخمل بانو
فيلمانيا
dejavuuu
شبرنگ
كاروانسراي...
مسافر كوچولو
عينالي
بيا تا برايت بگويم
كرم كتاب
حيوان
ريزنوشت
آراز
گرگ صابوني
يادداشت هاي اختر خانم
مصلوب
موز ماهي
لحظه اي مانند اكنون ...
گيله دختر
مترو

لوگو
هزار و یکشب
پیوندهای روزانه
"پیش از حمام"اثر اسماعیل کاداره
هزار كاكلي شاد...
شعری از مریم پالیزبان
"آبستن"اثر یونس لطفی
"رما"اثر دوراس
"خیره"اثر دوريس لسينگ
"مرده خورها " اثر صادق هدایت
"آن روز"اثر آهو آل آقا
"کنار دریا"اثر آلن رب گریه
"بی" اثر علی اشرف درویشیان
آرشیو پیوندهای روزانه

طراح قالب

[ HARF ]


 فید مطالب

پاریس، جشن بیکران
 

اگر بخت یارت بوده باشد تا در جوانی در پاریس زندگی کنی٬ باقی عمرت را٬ هر جا که بگذرانی٬

 با تو خواهد بود٬ چون پاریس جشنی است بیکران.

همینگوی به یکی از دوستان خود ٬ ۱۹۵۰

تصویر جلد کتاب

بعد از مدتها هوس کردم یه چیزی بغیر از داستان اینجا بذارم٬ به همین علت مطلبی

در موردکتابی مینویسم که حسابی روحم رو جلا داده. البته حتی نوشتن و نظر دادن

درباره کتابی از «ارنست همینگوی» دل و جرات و حتی جسارت زیادی میخواد.

« پاریس, جشن بیکران» کتابی از همینگوی کبیر است که آنرا بین سالهای ۱۹۵۷تا

۱۹۶۰ و درباره خاطراتش در سالهای ۱۹۲۶-۱۹۲۱ در پاریس است٬ زمانیکه همینگوی

جوان به همراه اولین همسرش به دنبال کسب نام و شهرت و مهمتر از آن تجربه

اندوزی بوده است. این کتاب که با ترجمه عالی « مرحوم فرهاد غبرایی» و توسط

انتشارات «کتاب خورشید» چاپ شده است٬ کتابیست خارق العاده که خواندن

آنرا به تمام دوستان توصیه میکنم. و در ضمن پیشنهاد میکنم آنرا مثل من کم کم

مطالعه کنید. مانند نوشیدنی گوارایی که آنرا جرعه جرعه می نوشیم تا لذت

و گوارایی آن باقی بماند و بیشتر دوام داشته باشم. این کتاب که مجموعه ایست

از بیست داستان کوتاه٬ خاطرات همینگوی از زندگی او در پاریس٬ اما کاملا خاطره

نویسی نیست و نباید باشد٬ همینگوی حقیقت را با تخیل ترکیب میکند و داستانهایی را

خلق میکند که به قول «ماریو بارگاس یوسا» هر کدام داستانی کوتاه هستند آراسته

به حسنهای بهترین داستانهای همینگوی. در این کتاب میبینیم که همینگوی چگونه به

دنیا نگاه میکرده و چگونه از پس هر اتفاق کوچک داستانی خلق میکند شاهکار. در این

 کتاب می بینیم که همینگوی چگونه زندگی میکرده و هدف متعالی زندگی اش٬

 ادبیات٬ را دنبال میکرده و به قول یوسا تمام ماجراجویی هایش در راستای همین هدفش

 بوده و با حسابگری هرچه تمام هر کاری را که در راستای این هدفش نبوده را به کناری

 می نهاده است. « زیرا برای او٬ مهمترین چیز نه زندگی٬ که نوشتن بود.»

دنیایی که همینگوی در این کتاب خلق میکند٬ دنیایی است که باید حتما پا در آن نهاد و

با اتفاقات آن همراه شد و به عقیده شخصی من اگر این دنیا را از دست بدهیم حقیقتا

چیز بسیاری را در زندگی مان از دست داده ایم٬ زیبایی. قدرت همینگوی در خلق این

دنیا چنان عظیم است که بعد از خواندن هر فصل آن آرزو میکنیم که ایکاش در پاریس

زندگی میکردیم و یا بتوانیم.

چیز بیشتری جز تحسین و تمجید نمیتوانم اضافه کنم٬ جز اینکه حتما این کتاب را

بخوانید.

 

لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 1:14 توسط  امضاء  |