تبليغاتX
فصل گستاخی

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

فید

 فید مطالب



نویسندگان

امضاء
اثرانگشت

نوشته های پيشين
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

آرشیو موضوعی
داستان
شعر
وقایع اتفاقیه
شطحیات
افاضات و عنایات
کشکولیات

پیوندها


عباس معروفي
منيرو رواني پور
مطرود آگاه
يكشنبه هاي بهشت
يك لحظه نارنجي
بابا قصه گو
شب تاب
فرهود
مرجان
مخمل بانو
فيلمانيا
dejavuuu
شبرنگ
كاروانسراي...
مسافر كوچولو
عينالي
بيا تا برايت بگويم
كرم كتاب
حيوان
ريزنوشت
آراز
گرگ صابوني
يادداشت هاي اختر خانم
مصلوب
موز ماهي
لحظه اي مانند اكنون ...
گيله دختر
مترو

لوگو
هزار و یکشب
پیوندهای روزانه
"پیش از حمام"اثر اسماعیل کاداره
هزار كاكلي شاد...
شعری از مریم پالیزبان
"آبستن"اثر یونس لطفی
"رما"اثر دوراس
"خیره"اثر دوريس لسينگ
"مرده خورها " اثر صادق هدایت
"آن روز"اثر آهو آل آقا
"کنار دریا"اثر آلن رب گریه
"بی" اثر علی اشرف درویشیان
آرشیو پیوندهای روزانه

طراح قالب

[ HARF ]


 فید مطالب

اخبار واصله
 

چند وقتی بود که همچین یه جورایی پیدامون نبود و خبری ازمون نمی رسید. خب زندگی همینه دیگه. توی این چند وقت حسابی سرمون شلوغ پلوغ بوده و هنوز هم هست. خبر جدید اینه که٬ بازم دوری و دلتنگی و هزار مکافات دیگه. «اثر انگشت» بعد از صورت گرفتن مقدمات و اینجور مقولات دیروز راهی اردبیل شد تا کار جدیدی رو شروع کنه. الان هم در روستایی به نام «آق چای» ساکنه که نمیدونم چه جور جاییه.فقط از بخت بد اینو میدونم که اونجا اصلا آنتن نمیده٬ همینم باعث نگرانی بیشتر و دلتنگی فراوانترم شده. خدا صبرم بده. بعد از کمک مختصری که به «اثر انگشت» در مقولات مقدمه ای داشتم٬ الان دستم توی چندتا پوست گردو گیر کرده که به محض خلاص شدن از این پوست گردوهای نازنین با تمام توان برمیگردم.

 

لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:51 توسط  امضاء  |